عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
58
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
چرائى آفرينش قرار دادند وبا استناد به كريمهء يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ « 1 » دو سويگى آن را باز شناختند وپس از آن در مقام توضيحش بر آمدند ، هر چند محبّت بنده نسبت به پروردگار را حالتي قلبي مىدانستند كه تعبير از آن ممكن نمىنمود « 2 » . بارى ، تفاسيرى كه آنان از حبّ عرضه كردند چند گونه بود امّا در بيشترينهء آنها - حتّى در تفاسيرى كه بوسيلهء بعضي از خانقاهيان متأخّر بر رابعه عرضه شد - مىتوان نوعي دو انگارى ميان محبّ ومحبوب را ملاحظه كرد « 3 » ، امّا « تخلل » محبّ در ذات محبوب اوّلين بار از سوى رابعه مطرح شد كه در قالب ابياتى دلنشين بجاى مانده است : قد تخلّلت مسلك الرّوح منّى * ولذا سمّى الخليل خليلا أنت همّى وهمّتى وحديثي * ورقادى إذا أردت مقيلا « 4 » همين تفسير جديد - كه بعضي از متشرّعان از آن بوى حلول واباحه استشمام كردند « 5 » - راهگشاى نامورانى چون حلّاج شد تا حقيقة محبّت را « قيامك مع محبوبك بخلع اوصافك » بدانند « 6 » . مناجاة رابعه كه « . . . خداوندا ! اگر ترا از بيم دوزخ مىپرستيم در دوزخم بسوز واگر به اميد بهشت مىپرستيم بر من حرام گردان واگر براي تو ترا مىپرستيم جمال باقي دريغ مدار » « 7 » وداستان سوزاندن بهشت وجهنم « 8 » وتوصيف كعبه بعنوان بتي كه خداوند نه در آن هست ونه نيست « 9 » در پرتو همين نظرگاه جديد براي أو پديد آمد . پس از رابعه ، سلسله ناموران تصوّف بدست شقيق بن إبراهيم بلخى سپرده شد كه مبحث « أحوال » را براي نخستين بار در حوزه فرهنگى خراسان بزرگ باز نمود . پس از اينان مىتوان از معروف كرخى بعنوان يكى از مؤثّرترين افراد در پيدايش
--> ( 1 ) . سورهء مائده آية 54 . ( 2 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 447 . ( 3 ) . وقال أبو يزيد البسطامي : المحبّة استقلال الكثير من نفسك واستكثار قليل من حبيبك . وقال سهل : الحب معانقة الطاعة ومباينة المخالفة . بنگريد : همان ص 448 . ( 4 ) . بنگريد : شهيد عشق الهى ص 76 . ( 5 ) . بنگريد : همان ص 77 . ( 6 ) . بنگريد : الرسالة القشيريه ص 450 . ( 7 ) . بنگريد : تذكرة الأولياء ج 1 ص 73 . ( 8 ) . بنگريد : مناقب العارفين ص 555 . ( 9 ) . بنگريد : شهيد عشق الهى ص 48 .